ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

213

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) و بيهوده مدعى نشوند كه از انصار و نژادگان ايشانند كه پاكدامنى و راستى بهتر و ماندگارتر از زنا و دروغ است ، و اگر براى من حادثه‌يى پيش آمد - درگذشتم - دربارهء آنچه از من باقى بماند همين چيزهايى است كه وصيت كرده‌ام ، مگر آنكه آن را تغيير دهم - در آن تجديد نظر كنم . گويد به كار بن محمد ما را خبر داد و گفت پدرم از گفتهء پدرش يعنى عبد اللّه پسر محمد بن سيرين براى ما نقل كرد كه مىگفته است * هنگامى كه ضمانت پرداخت وام پدرم را كردم پدرم گفت يعنى به صورت تمام و كمال ؟ گفتم آرى ، پدرم براى من دعاى خير كرد . گويد به كار بن محمد از گفتهء پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * عبد اللّه پسر محمد بن سيرين سى هزار درم وام پدر خود را پرداخت كرد ، و عبد اللّه نمرد تا آنكه اموال او به سيصد هزار درم يا حدود آن رسيد . گويد عارم بن فضل از حماد بن زيد از ايوب ، از محمد بن سيرين ما را خبر داد * كه دستور مىداده است براى پيراهن ميت بندك‌هايى بگذارند و بر يك ديگر ببندند . گويد عارم بن فضل از حماد بن زيد ، از هشام از محمد بن سيرين ما را خبر داد كه مىگفته است * براى كفن او بندك بگذارند ولى بر يك دگر نبندند و پيوسته نسازند ، ايوب - كه روايت پيش را نقل كرده است - مىگفته است من بندكهاى پيراهن - كفن - محمد را بستم . گويد عارم بن فضل از حماد بن زيد ما را خبر داد كه مىگفته است * محمد بن سيرين به روز جمعه‌يى درگذشت ، ايوب و ابن عون او را غسل دادند و نمىدانم چه كسان ديگرى همراهشان بوده‌اند . گويد معن بن عيسى از محمد بن عمرو و هم از گفتهء هشيم از منصور مرا خبر دادند كه مىگفته‌اند * محمد بن سيرين به سال يكصد و ده هجرى صد روز پس از مرگ حسن بصرى درگذشت ، و به كار بن محمد ما را خبر داد كه محمد بن سيرين در هشتاد و چند سالگى درگذشته است . « 1 »

--> ( 1 ) حافظ ابو نعيم اصفهانى در حلية الاولياء ج 2 ، صص 290 - 263 ، شرح حال ابن سيرين را به تفصيل آورده است .